<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اتاق زیر شیروانی</title>
<link>https://rahelememarian.blogfa.com</link>
<description>راهله معماریان</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 13 Mar 2013 05:09:16 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>آتش نوشته های مداد شمعی برنده جایزه پروین اعتصامی شد</title>
<link>https://rahelememarian.blogfa.com/post/24</link>
<description>سلام مراسم اختتامیه پنجمین جشنواره ادبی پروین اعتصامی دیروز ۲۱ اسفند ۹۱ با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در محل پژوهشکده فرهنگ هنر و معماری برگزار شد. در این دوره از میان بیش از ۶۷۰۰ اثر که به دبیرخانه جشنواره ارسال شده بود در شاخه شعر از میان کاندیدای هشت گانه («از ماه تا ماهی» اثر پانته‌آ صفایی، «تور جهانگردی باد» اثر مریم آریان، «جمعه‌ها هنوز خواب می‌بیند» اثر سودابه مهیجی، «جمهوری غزل» اثر سیده فاطمه موسوی، «قانون» اثر مریم جعفری‌آرمانی،آتش نوشته‌های</description>
<pubDate>Wed, 13 Mar 2013 05:09:16 +0330</pubDate>
<dc:creator>rahelememarian</dc:creator>
<guid>rahelememarian.blogfa.com/post/24</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://rahelememarian.blogfa.com/post/22</link>
<description>سلام دوستان! بالاخره مجموعه « جستجوهای یاهو» ی من از سوی نشر هزاره ققنوس منتشر شد. این مجموعه شامل ۴۰تا غزله و مراسم رونمایی ش هم ساعت ۱۰ صبح روزچهارشنبه ۲۳ اسفند در محل خبرگذاری مهر واقع در خیابان استاد نجات اللهی(ویلا) کوچه بیمه برگزار می شه از دیدن شما دوستان خوبم در اون مراسم خیلی خوشحال می شم. یه شعر از این مجموعه: این پسته از کجاست که می خندد گویا به ریش ماست که می خندد لب های ما به خنده نمی آید این پسته سالهاست که می خندد شاید میان سرخی لب هایش خون</description>
<pubDate>Sun, 10 Mar 2013 13:35:31 +0330</pubDate>
<dc:creator>rahelememarian</dc:creator>
<guid>rahelememarian.blogfa.com/post/22</guid>
</item>
<item>
<title>به بهانه جایزه گام اول</title>
<link>https://rahelememarian.blogfa.com/post/21</link>
<description>سلام دوستان گرجه خیلی کمم این روزها در این فضاها اما چون در قبال شعرهایم موظفم موفقیت هایشان را به گوش دیگران برسانم می گویم که کتاب آتش نوشته های مداد شمعی برگزیده جایزه گام اول امسال شد. خوب.این هم از دینی که به گردن داشتم! از دست اندرکاران این جایزه هم جا دارد تشکر کنم که این کتاب را نمی دانم از کجا به دست آوردند و بررسی کردند ...من خود خبر نداشتم و این برایم شیرین بود. شیرین تر از جایزه و برنده شدن.</description>
<pubDate>Wed, 02 Jan 2013 05:35:02 +0330</pubDate>
<dc:creator>rahelememarian</dc:creator>
<guid>rahelememarian.blogfa.com/post/21</guid>
</item>
<item>
<title>دلتنگی و مقداری شعر</title>
<link>https://rahelememarian.blogfa.com/post/18</link>
<description>سلام روزهای سختی از دلتنگی رو سپری می کنم، دلم برای کسی تنگ نیست .اصلا خودش تنگه. حس می کنم دنیا سهمم رو قایم کرده. پریروز یعنی پنجشنبه ۱۷ فروردین بزرگداشت دکتر سید حسن حسینی بود. با گروهی از دوستان به سمت بهشت زهرا همراه شدیم .دو سه ساعت در آن هوای عجیب تنفس کردیم، گپ زدیم، شعر خواندیم. خیلی ها را دیدیم از دوستان شاعر اقصی نقاط شهر یاحتی کشور و خیلی ها را ندیدیم اما به یاد آوردیم ، با عکس های حک شده بر سنگ قبرها ...با نام های حک شده بر دل.</description>
<pubDate>Sun, 08 Apr 2012 06:24:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rahelememarian</dc:creator>
<guid>rahelememarian.blogfa.com/post/18</guid>
</item>
<item>
<title>مادري که مهربان شد</title>
<link>https://rahelememarian.blogfa.com/post/17</link>
<description>سلام بر همه دوستان قلم فرساي شيرين سخن مدتي نبودم . درگير بودم و دلگير. دو عزيز از کف داديم. دو عزيز از نازنينان خانواده. از قضا چاپ اولين مجموعه ام هم در همين احوالات صورت گرفت . احوالاتي که حوصله دنيا و خودم و کلا هيچ چيز رو نداشتم. حالا به خودم اومدم بعد چند ماه و مي بينم فرزندم رو از غم رها کردم. فرزندي که سالها عمرم رو براش گذاشتم.شعر ها م رو.مي گن روز قيامت زنان از هول بچه هاشونو رها مي کنن.</description>
<pubDate>Wed, 16 Nov 2011 06:34:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rahelememarian</dc:creator>
<guid>rahelememarian.blogfa.com/post/17</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://rahelememarian.blogfa.com/post/16</link>
<description>مجموعه شعرهای من به نام آتش نوشته های مداد شمعی نوسط انتشارات دفتر شعر جوان منتشر شد. جهت اطلاع و اینها...</description>
<pubDate>Wed, 04 May 2011 04:47:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rahelememarian</dc:creator>
<guid>rahelememarian.blogfa.com/post/16</guid>
</item>
<item>
<title>هستم هنوز و غصه ی فردا نمی خورم</title>
<link>https://rahelememarian.blogfa.com/post/15</link>
<description>سلام با غزلی آمدم تا بگویم؛ هستم هنوز و غصه ی فردا نمی خورم از دیدنت حیرانم و ماتم دایم پر از هی هوی و هیهاتم وقتی که می بینی مرا انگار مجموعه ای از اشتباهاتم تو اشتباه بکر من هستی من عاشق رنج مکافاتم نذر تو کردم هرچه گندم بود من اهل خیرات و مبرّاتم گاهی بیا چشم از زمین بردار گاهی بیا کنج خراباتم تا بشنوی از قُل قُل ِمینا اخلاص را در هر مناجاتم من سرزمین تازه ای هستم هرلحظه لبریز مهمّاتم دیگر نکن با وعده ی فردوس خام احادیث و روایاتم اینجا،همین امروز، فردوس</description>
<pubDate>Sun, 18 Jul 2010 06:41:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rahelememarian</dc:creator>
<guid>rahelememarian.blogfa.com/post/15</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://rahelememarian.blogfa.com/post/14</link>
<description>سلام قبل از غزل: از بعضی دوستان شنیدم که پیامهایی با اسم من در وبلاگ های مختلف نقل شده که سوءتفاهماتی رو در پی داشته . بنده از همین جا اعلام می کنم که تا جایی که یادم میاد تو این مدت اخیر به علت مشغولیت های زیاد حتی فرصت سرزدن به دوستان نزدیک شعری ام را هم متاسفانه نداشتم چه برسد به نظر دادن و... راستش دارم فکر می کنم کلا این اتاق زیر شیروانی رو ترک کنم . ظاهرا زیر آسمون خدا جای امن تریه. و اما غزل...</description>
<pubDate>Sat, 28 Nov 2009 11:21:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rahelememarian</dc:creator>
<guid>rahelememarian.blogfa.com/post/14</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://rahelememarian.blogfa.com/post/13</link>
<description>سلام. از دیده پرخون من مردم چه می دانند نان فانتزی ها قصه گندم چه می دانند؟ با شیشه های آبجو مردان دور اندیش در برجک اندیشه ها از خم چه می دانند؟ با پارک های جنگلی یا بسته ای دریا از زلف باز جنگل &quot; گیسُم &quot; چه می دانند؟ از برج عقرب تا کنون بازار گِل گرم است مستاجران برج از هیزم چه می دانند؟ معنای نیش شاپرکها را چه می فهمند از بوسه بی کینه کژدم چه می دانند؟ حلوا به خاکم ماند و کامم همچنان تلخ است این خاکیان از مجلس هفتم چه می دانند؟ مهلت ندارم باید از این</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2009 09:21:27 +0330</pubDate>
<dc:creator>rahelememarian</dc:creator>
<guid>rahelememarian.blogfa.com/post/13</guid>
</item>
<item>
<title>شب خمیازه کشید و روز شد</title>
<link>https://rahelememarian.blogfa.com/post/12</link>
<description>سلام بالاخره پس از سیصد قرن این وبلاگ بینوا هم به روز شد. راستی که دوستای حقیقی تو دنیای مجازی معلوم می شند! همچنان سر می زنند و حتی شده با گلایه ای فضا رو پر می کنند از عطر دوستی . باز هم سپاس و اینک شعر: آغاز شد دوباره برایم نمایشت من پشت صحنه حسرت دست نوازشت چون غنچه بسته است لبانم به انتظار فصل من است پردۀ دوم گشایشت اما چقدر فاصله احساس می کنم لبریزم از سکوت و تمنای خواهشت حالا که کشف پشت سر کشف می رسد نطقی نمانده است برای سرایشت ای قصه فصلهای مرا</description>
<pubDate>Sat, 09 May 2009 04:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>rahelememarian</dc:creator>
<guid>rahelememarian.blogfa.com/post/12</guid>
</item>
</channel>
</rss>
